Wednesday, September 23

دوست تر داشتم قهوه مي بودي

تو مثل آن ليوان هاي بزرگ چايي
اولش داغ داغ.. آخرش سرد سرد
دوست تر داشتم قهوه مي بودي
هرچند كوتاه و تلخ،
اما تا آخر گرم،
دوست نداشتم يخ كرده بماني.. دوست داشتم تمامت مي كردم، آن زمان كه هنوز گرم بودي
..
.

4 .:

مهرداد شهابی said...

ای عشقِ داغِ داغ، ای بی قرار من
سرما زده به تو یا انتظار من؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

چه می کنه این رعنا! هر چی گشتم یه لحظه ی اضافه هم توش پیدا نکردم. چه شروعی، چه پایان بندی خوشگلی. این پست رو به علاقه مندی های من اضافه کن خواهر.ـ

رایا said...

این جانب هم خواهر دوست شما ، رایا
بلاگ شما را بسیار بسیار دوست تر می داشتم. خوشحال شدم

رایا said...

ولی من الان که فکر میکنم میبینم که خوشحالم که یخ کرد و تمامش نکردم

ناهید said...

وقتی یه چیزی قراره تموم شه، می ترسم داغ داغ تمومش کنم. حتا اگه بدنم سردی آخرش گزنده س

Post a Comment